هم‌زمان با روز ملی نخبگان خانه ملت نقش نخبگان به عنوان سرمایه انسانی کشور را بررسی کرد؛ سرمایه‌ای که شکل‌گیری آن حاصل سال‌ها آموزش، پژوهش و تجربه است و تداومش نیازمند مسیر روشن برای رشد، جذب، ماندگاری و اثرگذاری است. در سال گذشته، فقدان شماری از چهره‌های علمی و دانشگاهی، اهمیت حفظ سرمایه انسانی را دوچندان کرده و این پرسش را برجسته کرده است که چه مسیری برای بهره‌گیری پایدار از این توان ارزشمند باید درنظر گرفته شود. این گزارش علاوه بر پرداختن به قانون حمایت از جهش تولید دانش‌بنیان، به نقش دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان در ماندگاری نخبگان می‌پردازد و در نهایت بر ضرورت تصمیم‌گیری‌های بودجه‌ای و سیاست‌گذاری پایدار برای جلوگیری از خروج این سرمایه‌ها تأکید می‌کند.

سرمایه‌ای که یک‌شبه به دست نمی‌آید؛ روایت یک دغدغه ملی

خانه ملت - محبوبه اشرفی پیمان؛   ۱۰ مهر، روز ملی نخبگان در ایران است؛ مناسبتی که با یاد و نام شهید دکتر مصطفی چمران پیوند خورده است؛ روزی برای یادآوری جایگاه نخبگان و نقشی که در پیشرفت علمی، فرهنگی و فناوری و حل مسائل کشور بر عهده دارند. نخبگان، سرمایه‌ای هستند که رشد آنها حاصل سال‌ها آموزش، پژوهش، تجربه و آزمون و خطاست؛ بعضی جای خالی‌ها را نمی‌توان با یک انتصاب، ردیف بودجه‌ای یا حتی یک نام تازه پر کرد. سرمایه انسانی، بر خلاف بسیاری از منابع دیگر، یک‌ شبه به دست نمی‌آید؛ از همین رو، وقتی یکی از چهره‌های علمی، دانشگاهی یا مدیریتی کشور از میان می‌رود، تنها یک جایگاه خالی نمی‌ماند؛ بخشی از تجربه و دانشی که طی سال‌ها انباشته شده نیز از دسترس خارج می‌شود.

در یک سال گذشته، فقدان شماری از چهره‌های علمی و دانشگاهی کشور بار دیگر اهمیت حفظ و پرورش سرمایه انسانی را برجسته کرده است؛ شهادت تعدادی از دانشمندان در جنگ ۱۲روزه و سپس از دست رفتن تعدادی دیگر از چهره‌های علمی و دانشگاهی در جریان جنگ رمضان، ابعاد تازه‌ای به این مسئله داد؛ از فریدون عباسی، محمدمهدی طهرانچی، احمدرضا ذوالفقاری، سیدامیرحسین فقهی و عبدالحمید مینوچهر تا علی لاریجانی، سید کمال خرازی، مهسا طاهری، سعید شمقدری و مصباح‌الهدی باقری؛ چهره‌هایی که هر یک بخشی از تجربه، دانش و سرمایه علمی انباشته کشور را نمایندگی می‌کردند و فقدانشان فقط به از دست رفتن یک نیروی متخصص محدود نمی‌شود.

اما مسئله سرمایه انسانی فقط جبران فقدان‌ها نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که کشوری که برای شناسایی و پرورش استعداد هزینه می‌کند، چه مسیری برای رشد، جذب، ماندگاری و اثرگذاری این سرمایه ساخته است؟

نخبه را در مدارس پیدا کرده‌ایم!

نخبه را پیدا کرده‌ایم؛ حالا چه؟ پاسخ به این پرسش از مدرسه آغاز می‌شود؛ جایی که استعداد باید پیش از آنکه از دست برود، شناسایی شود.

سعید خدایگان قائم‌مقام بنیاد ملی نخبگان، مأموریت بنیاد را در سه محور «شناسایی، توانمندسازی و شبکه‌سازی» و در کنار آن «جذب و نگهداشت» و «تکریم و الگوسازی» تعریف می‌کند؛ زنجیره‌ای که اگر حلقه‌های آن کامل نباشد، شناسایی استعداد به‌ تنهایی نمی‌تواند سرمایه انسانی کشور را حفظ کند.

وی با اشاره به جمعیت حدود ۱۶ تا ۱۷ میلیون نفری دانش‌آموزان کشور و مسئولیت اصلی وزارت آموزش و پرورش در این حوزه، به خانه ملت می‌گوید: بنیاد ملی نخبگان نیز با همکاری آموزش و پرورش در قالب طرح «شهاب»، هر سال حدود ۴.۵ میلیون دانش‌آموز را با کمک معلمان پایش می‌کند.

خدایگان بر این نکته تأکید دارد که شناسایی، پایان مسیر نیست؛ پس از آن باید امکان توانمندسازی فراهم شود و فرد مستعد به شبکه‌ای از افراد و گروه‌های تخصصی متصل شود تا بتواند در حل مسائل واقعی کشور نقش ایفا کند.

این مقام مسئول به فعالیت طرح «شهید وزوایی» در دانشگاه‌ها نیز اشاره می‌کند؛ طرحی که برای شناسایی و حمایت از دانشجویان مستعد در رشته‌ها و دانشگاه‌های مختلف اجرا می‌شود و پس از شناسایی، بسته‌های توانمندسازی و حمایت‌های مالی را برای تثبیت مسیر علمی آنها در نظر می‌گیرد. در مرحله شبکه‌سازی نیز طرح «شهید احمدی‌روشن» در سطح دانشجویی و «شهاب» در سطح اعضای هیأت علمی با هدف شکل‌گیری هسته‌های تخصصی و مسئله‌محور دنبال می‌شوند.

شناسایی نخبه کافی نیست؛ مسیر جذب باید روشن باشد

نقطه‌ای که سیاست نخبگان در آن با یک چالش جدی روبه‌رو می‌شود، فاصله میان «شناسایی» و «به‌کارگیری» است؛ جایی که یک استعداد شناسایی‌ شده باید بتواند وارد دانشگاه، صنعت، دستگاه اجرایی یا مجموعه‌های فناورانه شود.

خدایگان طولانی بودن فرآیند تأمین و تخصیص ردیف‌های استخدامی را یکی از موانع جدی عنوان می‌کند و هشدار می‌دهد نخبه‌ای که ماه‌ها برای مشخص شدن مسیر جذب خود منتظر می‌ماند، ممکن است همزمان پیشنهادهای شغلی از خارج از کشور دریافت کند و در نهایت تصمیم به مهاجرت بگیرد. از نگاه وی، جذب نخبگان نمی‌تواند صرفاً به فراخوان‌های عمومی و مسیرهای اداری معمول محدود باشد؛ برای این افراد باید بسته‌های مشخص و متناسب با تخصص و نیاز دستگاه‌ها طراحی شود.

رمضان رحیمی دشتلویی عضو هیأت رئیسه کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس، نیز مطالبه مجلس را متوجه همین مرحله می‌کند؛ حمایت از نخبگان نباید به شناسایی، تقدیر یا حمایت‌های مقطعی محدود شود. وقتی کشور برای پرورش یک استعداد هزینه می‌کند، مسیر ورود او به دانشگاه، صنعت، دستگاه اجرایی و مجموعه‌های فناورانه نیز باید روشن باشد. بر این اساس، رفع موانع قانونی و اداری جذب نخبگان باید به یک مسئله مشخص در سیاست‌گذاری تبدیل شود؛ چرا که اگر نخبه برای ورود به بدنه علمی، اجرایی یا فناورانه کشور ماه‌ها درگیر فرآیندهای اداری باشد، بخشی از سیاست نگهداشت سرمایه انسانی پیش از آنکه به نتیجه برسد، فرسوده می‌شود.

بودجه؛ حلقه‌ای که همه چیز به آن برمی‌گردد

اجرای چنین زنجیره‌ای بدون منابع مالی ممکن نیست. خدایگان می‌گوید بنیاد ملی نخبگان برای اجرای کامل مأموریت‌های خود دست‌ کم به ۷ همت بودجه نیاز دارد، در حالی که بودجه فعلی حدود ۷۰۰ میلیارد تومان است؛ رقمی که به گفته او، حدود یک‌دهم حداقل نیاز برآورد شده بنیاد است.

این فاصله، ضرورت شفاف بودن برآورد مالی را پررنگ می‌کند؛ حسین حق‌وردی عضو کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس، خواستار آن است که دولت هنگام تنظیم لایحه بودجه، نیاز واقعی بنیاد ملی نخبگان را دقیق محاسبه و به مجلس ارائه کند.

به گفته این نماینده مردم در مجلس دوازدهم، اگر نیاز بنیاد از حدود ۷۰۰ میلیارد تومان به ۷ هزار میلیارد تومان افزایش پیش‌بینی می‌شود، این رقم باید بر اساس برآوردی روشن و قابل دفاع ارائه شود تا در فرآیند بودجه‌ریزی با محدودیت‌های قانونی و مالی مواجه نشود. نه کم‌برآوردی پاسخگوی نیاز نخبگان است و نه ارقام غیرواقعی می‌تواند در عمل راهگشا باشد.

بعد از شناسایی، نوبت ماندن است

حتی با افزایش منابع، یک سؤال اساسی همچنان باقی می‌ماند، نخبه‌ای که قرار است در کشور بماند، کجا و چگونه باید به کار گرفته شود؟

احسان عظیمی‌راد عضو کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس، مسئله ماندگاری را تنها در استخدام خلاصه نمی‌کند و توجه را به شرایط زندگی و کار نخبگان و استادان دانشگاه معطوف می‌داند و تصریح می‌کند اگر قرار است نخبه یا عضو هیأت علمی تمام توان خود را برای پیشرفت علمی کشور به کار بگیرد، نمی‌توان او را همزمان درگیر دغدغه مسکن، خودرو و حداقل‌های معیشتی کرد. آزمایشگاه، کارگاه، محیط علمی مناسب و حمایت معیشتی، مجموعه‌ای به‌ هم‌ پیوسته برای حفظ سرمایه انسانی است و وزارتخانه‌های علوم و بهداشت، دولت و مجلس باید در این زمینه جدی‌تر اقدام کنند.

مسئله ماندگاری البته به نخبگان داخل کشور محدود نیست

خدایگان نرخ مهاجرت را تنها یکی از شاخص‌های این حوزه می‌داند و بر اهمیت نرخ بازگشت نیز تأکید دارد؛ سیاست نگهداشت باید همزمان بتواند نخبگان داخل کشور را حفظ کند و برای بازگشت افرادی که در خارج از کشور فعالیت می‌کنند، شرایط مناسب‌تری فراهم آورد. برنامه‌های مسکن نخبگان در دولت چهاردهم نیز در همین چارچوب، صرفاً یک حمایت رفاهی نیست و می‌تواند یکی از ابزارهای انگیزشی برای ماندگاری سرمایه انسانی باشد. آمار اعلام‌ شده از سوی بنیاد نیز نشان می‌دهد نرخ ماندگاری نخبگان در یک بازه ۱۰ ساله حدود ۸۳ درصد بوده است؛ در کنار این رقم، تسهیل بازگشت نخبگان همچنان یک موضوع مهم در سیاست‌های این حوزه است.

رد پای نخبگان در دانشگاه‌ها و شرکت دانش‌بنیان نمایان است

مقصد سیاست نخبگان نباید صرفاً حفظ یک فرد در کشور باشد؛ دانش و تخصص زمانی به سرمایه عمومی تبدیل می‌شود که بتواند به فناوری، اشتغال، حل مسئله و تولید ارزش منجر شود.

علیرضا منادی رئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس، ظرفیت علمی کشور را قابل توجه می‌داند و بر ضرورت تقویت شرایط فعالیت نخبگان تأکید دارد. برنامه‌های حمایتی موجود اگرچه قابل توجه است، اما برای استفاده کامل از ظرفیت علمی کشور، امکانات و برنامه‌های بیشتری لازم است.

این نماینده مجلس دوازدهم با اشاره به حضور بخشی از این ظرفیت در زیست‌بوم فناوری کشور، از فعالیت حدود ۱۴ هزار شرکت فناور و ۱۱ هزار شرکت دانش‌بنیان و اشتغال بیش از ۶۰ هزار نفر در این مجموعه‌ها خبر می‌دهد و می‌گوید این ظرفیت می‌تواند محل اتصال دانشگاه، دانش و نیازهای واقعی کشور باشد؛ به شرط آنکه مسیر تجاری‌سازی دانش، اشتغال و خلق ثروت از فناوری نیز تقویت شود.

قانون جهش تولید دانش بنیان نقش حمایتی دارد

عظیمی‌راد نیز به قانون جهش تولید دانش‌بنیان اشاره می‌کند؛ قانونی که در مجلس گذشته تصویب شده و کمیسیون آموزش روند اجرای آن را دنبال می‌کند. استفاده شرکت‌های دانش‌بنیان از ظرفیت‌های قانونی، حمایت‌های مالی و مشوق‌ها، بهبود اشتغال و تجاری‌سازی دانش، بخشی از همان زنجیره‌ای است که از شناسایی استعداد آغاز می‌شود و باید در نهایت به حل مسئله و تولید ارزش در کشور برسد.

جنگ ۱۲ روزه یک واقعیت دیگر را نیز برجسته کرد؛ سرمایه علمی فقط موتور توسعه نیست؛ بخشی از قدرت ملی است

عظیمی‌راد با اشاره به تحولات اخیر، توضیح می‌دهد که جنگ امروز تنها به تجهیزات متعارف محدود نمی‌شود و فناوری پیشرفته و تجهیزات دانش‌بنیان در قدرت کشورها نقش دارند. بخش مهمی از توان فناورانه امروز کشور نیز حاصل تلاش استادان دانشگاه، نخبگان، فناوران و شرکت‌های دانش‌بنیانی است که طی سال‌ها دانش را بومی‌سازی و توسعه داده‌اند.

منادی نیز با اشاره به هدف قرار گرفتن شماری از دانشمندان در جریان جنگ ۱۲روزه، یادآور می‌شود که این افراد تنها متخصصانی در یک حوزه مشخص نبودند؛ آنها هزاران دانشجو تربیت کرده بودند و بخشی از دانش و تجربه‌شان اکنون در قالب شاگردانی که در کشور فعالیت می‌کنند، ادامه دارد؛ از این منظر، فقدان یک دانشمند فقط از دست رفتن یک نیروی متخصص نیست؛ بخشی از تجربه، آموزش، ارتباطات و دانشی که طی سال‌ها شکل گرفته نیز آسیب می‌بیند

صیانت از دانشمند، بدون قطع ارتباط علمی

باید، موضوع حفاظت از دانشمندان را به یکی دیگر از مطالبات مطرح‌ شده تبدیل کرده است.

عظیمی‌راد بر ضرورت جلوگیری از شناسایی و آسیب‌پذیر شدن متخصصان حوزه‌های حساس تأکید دارد و معتقد است سازوکارهای حفاظتی باید تقویت شود. وی درباره لایحه مقابله با نفوذ نیز تأکید می‌کند که هدف قانون باید جلوگیری از نفوذ باشد، نه محدود کردن تعاملات علمی و بین‌المللی؛ در عین حال، این تعاملات باید به شکلی مدیریت شود که امکان سوءاستفاده، شناسایی نخبگان یا انتقال اطلاعات حساس کاهش یابد.

خدایگان نیز بر ضرورت حفظ ارتباطات علمی با جهان تأکید دارد و معتقد است ارتباط علمی بخشی از ذات پیشرفت علمی است؛ قطع این ارتباط می‌تواند به جریان علمی و دانشگاهی کشور آسیب بزند؛ بنابراین امنیت و رشد علمی نباید در تقابل با یکدیگر قرار گیرند.

وی همچنین آمادگی بنیاد ملی نخبگان برای همکاری با مجلس در ایجاد سازوکاری برای صیانت از سرمایه انسانی را اعلام کرده است.

عظیمی راد نیز بر این باور است در قوانین مرتبط با نفوذ باید حمایت و حفاظت از دانشمندان نیز به‌ صورت مشخص مورد توجه قرار گیرد، حتی نحوه انتشار برخی اطلاعات علمی در حوزه‌های حساس نیازمند ملاحظات حفاظتی است و می‌توان با افزودن مواد قانونی یا تدوین یک طرح مستقل، حمایت از دانشمندان و نخبگان فعال در حوزه‌های حساس را دنبال کرد.

مجلس؛ از تصویب بودجه تا مطالبه اجرای قانون

 قائم مقام بنیاد ملی نخبگان خبر تدوین «لایحه جامع حمایت از نخبگان» داد و  افزود، بنیاد ملی نخبگان امیدوار است این لایحه به‌زودی به مجلس ارائه شود. اما تصویب قانون، پایان مسیر حمایت از نخبگان نیست. مجلس سه ابزار اصلی قانون‌گذاری، بودجه و نظارت را در اختیار دارد. اگر دستگاهی برای جذب نخبه با مانع قانونی روبه‌رو است، باید این مانع برطرف شود؛ اگر بنیاد برای اجرای مأموریت‌های خود با کمبود منابع مواجه است، نیاز واقعی باید در بودجه دیده شود و اگر قانونی اجرا نمی‌شود، نظارت مجلس باید به مطالبه مشخص از دستگاه مسئول تبدیل شود.

در نهایت باید بپذیریم از مدرسه تا دانشگاه، از آزمایشگاه تا شرکت دانش‌بنیان و از بازگشت نخبه مهاجر تا حفاظت از دانشمند، همه این حلقه‌ها به یک مسئله واحد می‌رسند؛ سرمایه انسانی زمانی حفظ می‌شود که مسیر آن از شناسایی تا اثرگذاری، روشن و قابل پیمودن باشد. جای خالی دانشمندانی که از دست رفته‌اند با یک انتصاب یا نام تازه پر نمی‌شود؛ اما می‌توان کاری کرد که سرمایه علمی کشور با هر فقدان، مهاجرت یا بی‌توجهی، یک حلقه دیگر کوتاه‌تر نشود. مسئله نخبگان در نهایت فقط شناسایی استعداد نیست؛ ساختن مسیری است که استعداد بتواند در آن بماند، رشد کند و دانش آن به سرمایه‌ای برای کشور تبدیل شود. /

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار