به گزارش خانه ملت؛ فرشاد ابراهیمپور عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با تأکید بر ضرورت تقویت همبستگی ملی و بهرهگیری همزمان از ظرفیتهای دفاعی، دیپلماتیک و اقتصادی کشور، تصریح کرد که اقتدار ایران در گرو همافزایی همه مؤلفههای قدرت و مدیریت اختلافنظرها در چارچوب قانون و منافع ملی است.
متن یادداشت به شرح ذیل است؛
"بسمه تعالی"
ملتها در مقاطع حساس تاریخی، بیش از هر چیز به انسجام درونی، عقلانیت جمعی و همدلی ملی نیازمندند. تجربه تاریخ نشان میدهد جوامع موفق، جوامعی هستند که اختلاف دیدگاهها را به فرصتی برای تکامل تصمیمها تبدیل میکنند و پس از اتخاذ تصمیم در چارچوب مصالح عمومی، همه ظرفیتهای خود را در خدمت منافع ملی قرار میدهند.
امروز کشور در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به همبستگی ملی، اعتماد عمومی و همکاری میان مردم، نخبگان، مسئولان و همه نیروهای دلسوز انقلاب و نظام نیازمند است. عبور از چالشهای اقتصادی، تقویت زیرساختها، افزایش تابآوری ملی و حرکت به سوی آیندهای قدرتمندتر، تنها با بسیج همه ظرفیتهای کشور امکانپذیر خواهد بود.
در این میان، توجه به تجربه تاریخی روابط ایران و آمریکا یک ضرورت راهبردی است. چه در دوران پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از پیروزی انقلاب، رفتار دولت آمریکا نشان داده است که سیاست خارجی این کشور بیش از آنکه بر مبنای تعهدات اخلاقی یا حقوقی استوار باشد، تابع محاسبات قدرت و تأمین منافع ملی خود است. از حمایت از کودتای ۲۸ مرداد و پشتیبانی از رژیم پهلوی گرفته تا تحریمها، فشارهای اقتصادی، حمایت از دشمنان ملت ایران و خروج یکجانبه از توافقات بینالمللی، همگی گواه آن است که در تحلیل رفتار آمریکا باید واقعبین بود و نه خوشبین.
ساختار حکمرانی آمریکا نیز بر همین مبنا شکل گرفته است. در این ساختار، گرچه دولتها و احزاب تغییر میکنند، اما اصل ثابت، حفظ و گسترش منافع ملی آمریکاست. از این رو، تغییر دولتها الزاماً به معنای تغییر بنیادین در رویکردهای راهبردی آن کشور نیست. این واقعیت ایجاب میکند که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه امنیت، پیشرفت و آینده خود را به اراده یا وعده دیگران گره نزند و همواره بر تقویت توان داخلی، افزایش قدرت ملی و اتکاء به ظرفیتهای بومی تکیه کند.
اما این واقعیت به معنای نفی دیپلماسی نیست. همانگونه که رهبر عظیم الشان شهیدمان اعلی الله مقامه بارها تأکید فرمودهاند، جمهوری اسلامی ایران نه دچار خوشبینی سادهلوحانه است و نه از تعاملات هوشمندانه و عزتمندانه پرهیز میکند. منطق جمهوری اسلامی، منطق «عزت، حکمت و مصلحت» است. بر همین اساس، بهرهگیری از فرصتهای دیپلماتیک، پیگیری حقوق ملت و استفاده از ابزارهای سیاسی و حقوقی برای تأمین منافع کشور، نه تنها منافاتی با اصول انقلاب ندارد بلکه بخشی از عقلانیت راهبردی نظام اسلامی است.
آتشبس یا هر گشایش دیپلماتیک احتمالی نیز باید در همین چارچوب تحلیل شود. هیچکس نباید چنین تصور کند که تأمین منافع ملی صرفاً در میدان نظامی رخ میدهد یا بالعکس تنها از مسیر مذاکره حاصل میشود. تجربه ملتهای موفق نشان داده است که قدرت ملی حاصل همافزایی همه مؤلفههاست؛ از قدرت دفاعی و امنیتی گرفته تا قدرت اقتصادی، علمی، فناوری، فرهنگی و دیپلماتیک. دیپلماسی در حقیقت ادامه میدان با ابزارهای دیگر است؛ همانگونه که میدان، پشتوانه دیپلماسی مقتدرانه محسوب میشود. هدف نهایی در هر دو عرصه، صیانت از منافع ملت و حفظ عزت کشور است.
از همین رو، همانگونه که ملت ایران به رشادت، تخصص و وفاداری نیروهای مسلح خود اعتماد دارد، باید به فرزندان خود در عرصه سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی نیز اعتماد داشته باشد. دیپلماتهای کشور، در چارچوب سیاستهای کلی نظام و تحت هدایت رهبری معظم انقلاب، مأمور دفاع از حقوق ملت ایران هستند. تقابل ساختگی میان میدان و دیپلماسی، نه با واقعیتهای حکمرانی سازگار است و نه کمکی به منافع ملی میکند. اقتدار ملی زمانی به اوج میرسد که همه اجزای قدرت کشور در کنار یکدیگر و در یک مسیر واحد حرکت کنند.
رهنمودهای حکیمانه ولی امر مسلمین جهان، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدظلهالعالی)، در بیانیه های اخیرشان همواره چراغ راه کشور در این عرصه باید باشد. ایشان با تأکید مستمر بر حفظ عزت ملی، بیاعتمادی به دشمن، اتکاء به ظرفیتهای داخلی و در عین حال استفاده هوشمندانه از فرصتهای دیپلماتیک، چارچوبی متوازن و آیندهنگر را پیش روی مسئولان قرار دادهاند. این نگاه حکیمانه، کشور را از دو آسیب بزرگ، یعنی خوشبینی افراطی و بدبینی فلجکننده، مصون نگه میدارد.
در اندیشه سیاسی اسلام، مشورت، تضارب آرا و نقد مسئولانه نه تنها مجاز، بلکه عامل ارتقای کیفیت تصمیمگیری است. اما همان آموزهها تأکید میکنند که پس از اتخاذ تصمیم در چارچوب قانون، مصالح ملی و رهنمودهای رهبری، حفظ انسجام اجتماعی و کمک به اجرای موفق آن، بخشی از مسئولیت ملی و انقلابی همه ماست.
تفاوت بنیادین میان «اختلاف دیدگاه» و «اختلاف در مسیر حرکت کشور» را باید جدی گرفت. اختلاف نظر میتواند منشأ رشد، اصلاح و پویایی باشد، اما تبدیل آن به شکاف اجتماعی و سیاسی، توان ملی را فرسوده و فرصتهای پیشرفت را از بین میبرد و خواست اصلی امریکاست. زمانیکه که اختلافات را در چارچوب قانون، گفتوگو و منافع ملی و مهمتر از همه تحت زعامت ولی امر مسلمین مدیریت کنیم، مسیر توسعه را سریعتر خواهیم پیمود و در برابر تهدیدهای بیرونی مقاومتر می باشیم.
امروز بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو، همدلی، اعتماد متقابل و مسئولیتپذیری نیاز داریم. نقد باید وجود داشته باشد، اما نقدی که راهحل ارائه دهد؛ رقابت سیاسی باید باشد، اما رقابتی که منافع ملی را قربانی منافع جناحی نکند؛ مطالبهگری باید تقویت شود، اما مطالبهگریای که به افزایش کارآمدی و اقتدار کشور بینجامد.
مسئولیت تاریخی ما آن است که مشترکات را بر اختلافات ترجیح دهیم، قدرت ملی را در همه ابعاد آن تقویت کنیم و با اعتماد به همه ارکان نظام ـ از نیروهای مسلح گرفته تا دستگاه سیاسی و دیپلماسی ـ در مسیر تحقق منافع ملت حرکت نماییم. آینده ایران را نه منازعات فرسایشی، بلکه عقلانیت، وحدت، خودباوری، اقتدار ملی و تلاش مشترک همه فرزندان این سرزمین خواهد ساخت./
پابان پیام


نظر شما